سر ساعت به قرارم نرسیدن ممنوع

دوشنبه 10 تیر 1398 01:42 ب.ظ

بغلم کردن و هی ناز کشیدن، ممنوع!

دست دور کمرم حلقه، اکیدن ممنوع!

روی زانو بنشینی و به صدها ترفند

از لبم مزه ی گیلاس چشیدن، ممنوع!

مثل یک مار که اطراف طلا می لغزد

تو در آغوش من اینگونه خزیدن، ممنوع!

مرغ عشق منی! آواز بخوان، ولوله کن

پر پرواز من! از لانه پریدن ممنوع!

باغبانی و منم غنچه ی خوش رنگ و لعاب

غنچه را دست زدن، جامه دریدن، ممنوع!

چهره ام گل، بدنم گل و سروپا همه گل

گل برایم ز سر کوچه خریدن، ممنوع!

عصر یک جمعه بیا بهر ملاقات ولی

سر ساعت به قرارم نرسیدن ممنوع!


((فاطمه دشتی))


جاهای دیدنی تهران برای کودکان

جمعه 24 فروردین 1397 11:01 ق.ظ

جاذبه های گردشگری و جاهای دیدنی تهران زیاد است ولی خیلی از این جاذبه ها برای کودکان مناسب نیست و یا خارج از حوصله آنهاست بنابراین در اینجا جاهایی که کودکان از بودن در آنجا لذت خواهند برد را به شما معرفی می کنیم .

موزه عروسک های ملل

موزه عروسک‌های ملل علاوه بر اینکه فرصتی را برای آشنایی بازدیدکنندگان به ویژه کودکان و نوجوانان ایرانی با فرهنگ‌های متنوع موجود در کشورشان فراهم می‌‌سازد، می‌تواند سبب آشنایی بیشتر آنها با فرهنگ سایر ملل جهان نیز باشد که این شناخت، پایه‌های صلح و دوستی بین کودکان ایران و جهان را بیش از پیش استوار می‌سازد.

در این موزه ۵۴۰ عروسک فرهنگی از ۵۳ کشور جهان به نمایش گذاشته شده‌اند. همچنین این موزه دارای بخش‌های: عروسک‌های نمایشی‌، عروسک‌های سایه و عروسک‌های قومی ایران است.

نشانی موزه، تهران، خیابان پاسداران، نگارستان پنجم (حاج هادی)، پلاک ۴ است.

جاهای دیدنی تهران برای کودکان

تالار هنر – تئاتر کودکان

تالار هنر به عنوان اصلی ترین سالن تئاتر ویژه کودک و نوجوان به شــکل اختصاصی هر روز را با اجراهای ویژه در خدمت شهروندان تهران و علاقه مندان تئاتر می باشد.
آدرس تالار هنر :.میدان هفت تیر ، ورزشگاه شیرودی ، خیابان شهید مفتح خیابان ورزنده.
تلفن : ۸۸۳۰۶۶۴۰ – ۸۸۸۱۳۴۴۰
تالار هنر شنبه ها تعطیل است.

جاهای دیدنی تهران برای کودکان

سرزمین عجایب

مجتمع تجاری تیراژه در غرب تهران یکی از مراکز تفریحی است که توانسته به خوبی بین مردم محبوب شود و آن هم به دلیل امکانات تک و به روزی هست که دارد . به خصوص بازی ها و دستگاه های پیشرفته ای که در کمترجایی می شود نمونه ای از آن را پیدا کرد . البته بازی و تفریح در این مجموعه مخصوص بچه های کوچک نیست و جوانان و کلا همه اعضای خانواده وسیله ای برای سرگرم شدن پیدا می کنند.

بزرگراه اشرفی اصفهانی، پایین تر از پونک، مجتمع تجاری تیراژه

جاهای دیدنی تهران برای کودکان

باغ پرندگان تهران

خیابان هنگام،خیابان استقلال،خیابان کوهستان
هیجان انگیزه وقتی روی سنگفرش های باغ قدم می زنی، کبک ها و جوجه غازها هم با تو همگام شوند و تو در این میان نگران می شوی که مبادا حواست نباشد و یکی از آنها را زیر پایت له کنی.
باید مواظب باشی که با صدای قدم هایت آرامش قوهای سفید، فلامینگوها، پلیکان هایی را که در حاشیه برکه ها نشسته اند، بر هم نزنی و آنها را نیازاری، حتی باید هوای لک لک هایی را که کمی آن طرف تر در برکه کناری بی حرکت روی یک پا ایستاده و به خواب رفته اند هم داشته باشی.
باید حواست باشد زیادی به قلمرو شترمرغ ها نزدیک نشوی، اینجا باید خیلی مواظب پرنده هایی که ممکن است کمی بی حوصله باشند هم باشی، شاید با پلیکان ها شوخی داشته باشی، اما آنها آن قدر جدی هستند که اگر احساس کنند می خواهی سر به سرشان بگذاری ممکن است به طرفت حمله کنند. وقتی به باغ پرندگان می آیی باید چشمت بیشتر به زمین باشد که از کجا راه می روی یا پایت را کجا روی زمین می گذاری، اگر کمی بی احتیاطی کنی ممکن است آشیانه پرنده ای را که تخم هایش را آنجا گذاشته زیر پا له کنی. باغ پرندگان تهران در شمال شرق تهران در دل جنگل لویزان واقع شده است.

جاهای دیدنی تهران برای کودکان

پارک ارم (شهربازی)

پنج کیلومتری اتوبان تهران – کرج
پارک ارم‌ بزرگترین پارک ایران است. این شهربازی برای کودکان و بزرگ‌سالان دو بخش جداگانه دارد . قایقرانی در دریاچه پارک ارم حال و هوای آدم رو عوض می کند. غرفه‌های مواد غذایی‌، کافی‌شاپ‌، رستوران سنتی و رستوران جزیره هم در خدمت بازدید کننده ها هستن. جای پارکش هم عالیه.

جاهای دیدنی تهران برای کودکان

دلفیناریوم برج میلاد

ضلع غربی مجموعه برج میلاد
دلفیناریوم برج میلاد نخستین دلفیناریوم غیر ساحلی در خاورمیانه و مرتفع ترین دلفیناریوم جهان دارای با تجربه ترین مربیان خاورمیانه در حد استاندارد های بین المللی است. در حال حاضر در این پارک، چهار شیر دریایی زندگی می کند که از کشورهای اسپانیا، هلند و آمریکای جنوبی آورده شده و توسط بهترین مربیان خاورمیانه آموزش دیدند. این شیرهای دریایی با انجام حرکات آکروباتیک گردشگران رو تشویق به بازدید از آن می کنند. آموزش های لازم به شیرهای دریایی برای گرفتن عکس یادگاری، کشیدن نقاشی ونواختن ساز دهنی داده شده. پارک دلفین های برج میلاد تهران از طریق تکنولوژی شبیه سازی شده آب اقیانوس قابلیت نگهداری انواع پستانداران دریایی رو در پایتخت ایران فراهم کرده است.

جاهای دیدنی تهران برای کودکان

پارک ژوراسیک تهران

سعادت آباد، میدان بهرود، بلوار شقایق ، بعد از پارک پرواز
چندین سال پیش محققان فرانسوی اندکی از بقایای یک دایناسور رو در حوالی کرمان کشف کرده و آن بقایا رو به سرعت به کشور خود (موزه تاریخ طبیعی پاریس) منتقل کردند و تا قبل از افتتاح پارک ژوراسیک در تهران، این موجود منقرض شده فقط در لا به لای کتاب ها در میان تصاویر فیلم های سینمایی قابل مشاهده بود.
برای نخستین بار در ایران، پارک ژوراسیک تهران (پارک دایناسورهای متحرک) محیطی مفرح و هیجان انگیز برای خانواده ها بویژه کودکان و نوجوانان فراهم آورده که بازدید از آن را به همه خانواده ها توصیه می کنیم.

جاهای دیدنی تهران برای کودکان

شهربازی بیلینو

بوستان نهج البلاغه (بزرگراه یادگار امام)
شهربازی بیلینو، تجربه بازی با دستگاه های واقعی ساختمانی و راه سازی.
بیل مکانیکی، جرثقیل، ماشین خاک برداری و …..
برای اولین بار در ایران

جاهای دیدنی تهران برای کودکان

دریاچه خلیج فارس (چیتگر)

همت غرب،شهید خرازی،خروجی دریاچه شهدای چیتگر
دریاچه چیتگر یکی از جاذبه های جدید تهرانه که خیلی خوب شناخته شده و خیلی ها برای گذروندن اوقات فراغت به این منطقه میرن . در این مجموعه امکان انجام بازی های دریایی هم وجود دارد . دریاچه چیتگر، بزرگترین دریاچه مصنوعی کشور است و منبع اصلی تامین آب دریاچه چیتگر، رودخانه قدیمیه که در این منطقه جریان دارد.

جاهای دیدنی تهران برای کودکان

پارک بازیافت تهران
بزرگراه یادگار امام، روبروی پارک دوستان
پارک بازیافت در محله علی اباد بالاتر از بزرگراه آزادگان و به عبارتی ضلع جنوب پارک خزانه قرار دارد .

جاهای دیدنی تهران برای کودکان

سافاری پارک وحشت
ضلع شمال غربی دریاچه خلیج فارس
سافاری پارک وحشت یکی از اماکن تفریحی جدید و تازه تاسیس واقع در مجموعه دریاچه شهدای خلیج فارسه که مطمنا طرفداران زیادی خواهد داشت وطیف وسیعی از جوانان و نوجوانان رو به خود جذب می کند. سافاری پارک یه تونل وحشت بسیار هیجان انگیز دارای تونل گردون،اتاق گاز و اتاق های دیگر است که نفس رو در سینه شما حبس می کنه و توان ادامه مسیر در این تونل رو دشوار می کند.

جاهای دیدنی تهران برای کودکان

موزه تاریخ طبیعی دارآباد
محدوده دارآباد، خیابان آجودانیه،خیابان موزه
محوریت این موزه طبیعت ایران و شناخت اهمیت حفاظت از محیط زیست و حیاط وحشه که توش مجموعه هیجان انگیزی رو جمع‌آوری کردن.

آبشار تهران

غرب بزرگراه همت، بعد از جنت آباد، روبروی دریاچه چیتگر
آبشار تهران از یک تک درخت قدیمی شروع می‌شه. درختی که سرچشمه آب برکه‌ها و آبشارهای مصنوعی این بوستان زیباست.
بالاترین بخش “آبشار تهران” آلاچیقی است که به آن “برج تقسیم آب” می‌گویند . وقتی در کنار آن می‌ایستید، می‌توانید هشت برکه کوچیک و بزرگ رو ببینین که در ارتفاعات مختلف ساخته شدن، کنار یکی از این برکه ها، نیلوفرهای آبی با گل‌های صورتی و سفید، برکه ای طبیعی را یادآوری می‌کنن . کمی آن طرف‌تر نخل‌های مرداب و جگن، از زمین سر برآوردن.
یک برج دیگه هم که به برج حلزونی یا برج کبوتر معروفه، کمی بالاتر از برج‌های سه قلو قرار گرفته. همان طور که از اسم این برج پیداست برای رسیدن به بالای آن باید پله‌های سنگی حلزونی شکل رو گرفت و بالا رفت.
تو اینجا همه چیز به قدری زیباست که تصور اینکه تمام فضای طبیعی این مکان، به دست انسان شکل گرفته باشد، کمی به نظرتان مشکل می‌رسه .

باغ وحش ارم
تهران ، کیلومتر ۴ اتوبان تهران کرج ، نرسیده به استادیوم آزادی ، روبروی نمایشهای هوایی
باغ وحش ارم تهران در زمینی به وسعت تقریبی ۵ هکتار در کیلومتر ۴ اتوبان تهران کرج داخل مجتمع ورزشی تفریحی ارم سبز( پارک ارم) می باشد. در حال حاضرتعداد ۱۲۰ گونه جانوری بومی ایران و دیگر نقاط جهان در قالب گروههای مختلف در باغ وحش نگهداری می شوند.

دنیای بازی بولینگ عبدو

دنیای بازی با فضایی جذاب و پرنشاط با در اختیار داشتن پیشرفته ترین دستگاههای بازی محیطی مناسب برای گذراندن اوقات فراغت شما و فرزندان شماست. همچنین مدارس صبحها می توانند با هماهنگی قبلی و تخفیف ویژه از این امکانات استفاده نمایند‫.‬

خیابان شریعتی، مقابل ایستگاه مترو آیت الله صدر، جنب پل آیت الله صدر
شماره تلفن تماس با روابط عمومی: ۲۲۲۴۴۰۷۱

موزه علوم و فناوری

تهران – خیابان امام خمینی – خیابان سی تیر – بالاتر از موزه ملی – ساختمان سابق کتابخانه ملی ایران
تلفن: ۶۶۷۲۵۳۸۴
مرکز رصد و نجوم کانون (رصد خانه زعفرانیه)

مرکز رصد و نجوم کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نخستین مرکز آموزش ستاره شناسی آماتوری در ایران است که در رده سنی کودک و نوجوان فعالیت می‌کند.
تهران، خیابان ولی عصر، خیابان سرلشکر فلاحی، بوستان زعفرانیه
۲۲۷۵۲۱۶۷
بوستان آب و آتش

بوستان حضرت ابراهیم یا پارک آب و آتش یکی از پارک‌های شهر تهران است. این پارک دارای مساحتی بالغ بر ۲۴۰۰۰ مترمربع و دارای تجهیزاتی مانند چهار برج آتش و چادری ۷۰۰ متری با روی گردان ۳۷۰ نفری است. این پارک که خیابان آفریقا نرسیده به چهارراه جهان کودک و در انتهای کوچه ژوبین واقع شده‌است، شامل پل ابریشم، لانه کبوتر، کالسکه‌رانی، فانوس دریایی، آبنما، برج آتش، آلاچیق و محیط سبز است.
شهربازی ژوپیتر مجتمع کوروش

شهربازی ژوپیتر با جدیدترین بازی‌ها‌ی تفریحی برای گروه‌ها‌ی مختلف سنی و مجموعه‌ای از رستورانهای متنوع در طبقه دوم مجتمع.برگزاری رویدادها، همایش‌ها‌ و جلسات رسمی. برگزاری دوره‌های آموزشی متنوع. برگزاری جشنواره‌‌‌های متنوع سینمایی و تاتری و جشنواره‌‌‌های موسیقی.

پیست دوچرخه سواری چیتگر

فاز شرقی پارک چیتگر

محصوص جوانان و نوجوانان


دانلود آهنگ جدید فرهاد زندوکیلی بنام چشمای تو با بالاترین کیفیت

Download New Music Farhad Zandvakili – Cheshmaye To

برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …

 


blit havapeyma

جمعه 6 بهمن 1396 08:14 ب.ظ

قطعاً برای شما پیش آمده که قصد رفتن به سفر را دارید و با توجه به گسترش شبکه‌های حمل و نقل عمومی می‌خواهید از این وسایل نقلیه برای مسافرت خود استفاده کنید. البته شاید مشکلاتی هم بر سر راهتان بوده که موجب اتلاف وقت شما شده است.

اگر انتخاب شما هواپیما باشد قطعاً یکی از این مشکلات خرید بلیط هواپیماست که به دلیل تعدد شرکت های فروش بلیط، ممکن است منجر به بروز دشواری‌هایی برایتان شده باشد. امروز می‌خواهیم به شما سایتی را معرفی کنیم که در راحت‌ترین حالت ممکن می‌توانید بهترین و مقرون به صرفه‌ترین بلیط های پروازهای داخلی را خریداری نمایید.

سامانه خرید بلیط هواپیما که فعالیت رسمی و قانونی خود را مدتی است آغاز کرده و یکی از موتورهای جستجوی بلیط هواپیماست که به راحتی می‌توانید برای پروازهای داخلی خود با صرف کوتاه‌ترین زمان و هزینه کمتر بهترین پرواز ممکن را انتخاب نمایید.برای خرید بلیط هواپیما، می‌توانید با ورود به این سایت و وارد کردن مبدا و مقصد مورد نظر و انتخاب تاریخ پرواز جستجوی خود را آغاز کرده و با لحاظ کردن فیلترهای موجود بهترین و به صرفه‌ترین پرواز را برای خود گزینش نمایید.



زیدان: بیل می تواند مثل رونالدو باشد

شنبه 11 اردیبهشت 1395 09:46 ب.ظ

کار رئالی ها در زمین سوسیداد گره خورده بود تا اینکه گرت بیل با ضربه سر خود در دقیقه 79 موفق شد گل برتری را به ثمر برساند. حالا رئال با یک بازی بیشتر از بارسا و اتلتیکو و دو امتیاز بیشتر، صدرنشین لالیگاست؛ در حالیکه دو هفته تا پایان رقابت ها زمان باقی است.

 

زیدان در نشست خبری پس از بازی گفت:" بخاطر این پیروزی و به خصوص گلزنی گرت بیل خوشحالم. او در این فصل به واسطه مصدومیت های مختلف، بدشانسی های زیادی آورده بود و حالا که می بینم 90 دقیقه به راحتی بازی می کند، برای من مایه خوشحالی است.او می توانست نیمه اول هم گلزنی کند.

امروز برای پیروزی جنگیدیم و در مقابل حریفی دشوار، همه بازیکنان تلاش فوق العاده ای به خرج دادند. امروز غایبانی داشتیم اما این نتیجه و کیفیت بازی ما نشان می دهد که چه مجموعه خوبی در اختیار دارم. هر سه روز بازی کردن مشکل است ولی وقتی می بینید که 20 تا 21 بازیکن دارید که به شما اطمینان خاطر می دهند، همه چیز آسان می شود. این مزیت بزرگی برای رئال مادرید است."

 

درخشش بیل در نبود رونالدو:" معتقدم اگر بیل بدشانسی نیاورد می تواند 50 بازی در فصل هم انجام دهد. او می تواند همان کارهای رونالدو را انجام بدهد و به خوبی او باشد. گلی که امروز زد برای ما بسیار مهم بود. ما کارمان را انجام دادیم و حالا منتظر خواهیم ماند ببینیم بارسا و اتلتیکو چه خواهند کرد. مهم پیروزی ما و کسب سه امتیاز بود که بدان دست یافتیم."

خرید بلیط چارتر


سرمربی تیم فوتبال نفت تهران ابراز امیدواری کرد، مصدومیت هافبک طراح این تیم جدی نباشد و به دیدارهای پایانی لیگ برتر برسد.

به گزارش وبسایت نود و به نقل از تسنیم،علیرضا منصوریان پس از شکست یک بر صفر تیمش مقابل سپاهان در هفته بیست‌وهفتم لیگ برتر اظهار داشت: اعتقاد من این است که امروز روز خوب نفت نبود و این برد را به سپاهان تبریک می‌گویم. استعفای استیماچ برنامه‌های ما را به‌هم زد. شناخت ما روی تیم استیماچ بود و قسمت سرمربی جدید سپاهان بود که به برد دست پیدا کند.

وی در ادامه افزود: یکی دو موقعیت برای گلزنی داشتیم و می‌توانستیم به بازی برگردیم، اما تبدیل به گل نشدند. چرخ‌های ما امروز نچرخید، اما از بزرگ‌ترهای تیم و سایر بازیکنان تشکر می‌کنم که بازی خوبی انجام دادند. سپاهان به‌خوبی ما را آنالیز کرده بود و حمله‌های ما را کنترل کرده و بازی را برد.

سرمربی تیم فوتبال نفت تهران در خصوص مصدومیت ایمان مبعلی گفت: در نیمه نخست یک ضربه بدی به ایمان خورد. ما او را نگه داشتیم تا بازی را ببریم اما سلامتی بازیکن مهم‌تر بود. امیدوارم مصدومیت مبعلی جدی نباشد.

منصوریان درمورد دیدار پنجشنبه تیمش مقابل پرسپولیس عنوان کرد: سال گذشته در جلسه‌ای به مهدی تاج گفتم که علاوه بر تیم ملی، هم لیگ قهرمانان آسیا را ببیند و هم باشگاه‌ها را. اکنون شرایطی پیش آمده که دو روز کمتر از پرسپولیس استراحت خواهیم داشت و در هشت روز دو بازی باید انجام دهیم. هر چند اعتقاد دارم که برنامه‌ریزی‌ امسال خوب بوده است و امیدوارم سال آینده نیز بهتر شود.

وی در ادامه گفت‌وگوی خود با خبرنگاران درمورد درگذشت مهرداد اولادی تصریح کرد: متأسفانه عده‌ای مقابل در بیمارستان بودند که آدم معروف بیاید تا عکس سلفی بگیرند. اولادی مشکل زیاد داشت و باید او را کمک کرده و از این وضعیت دور می‌کردیم. یکی می‌میرد و همه دنبال این هستند که آدم معروف بعدی چه کسی است تا عکس سلفی بگیرند. امیدوارم برنامه نود دنبال ایجاد فرهنگ جدید باشد.

سرمربی تیم فوتبال نفت تهران با اشاره به دیدار امروز تیمش مقابل سپاهان گفت: بچه‌‌ها بر خلاف تلاشی که کردند، روز خوبی نداشتند. تیم ما دلاورانه بازی می‌کرد، اما صلابت نداشتیم. بازیکنان جوان زیادی داریم که استرس قرار گرفتن در کورس قهرمانی تأثیرش را روی آنها گذاشت. با این حال، از کورس قهرمانی خارج شدیم و باید برای گرفتن سهمیه تلاش کنیم.

منصوریان در واکنش به انتقادات سیدجلال حسینی از نرفتن تیم نفت به اردوی قبل از بازی گفت: ظاهراً اردو نرفتن ما عادی شده است. چون منابع مالی نداریم باید چند ساعت قبل از بازی در تهرانسر دور هم جمع شویم و به ورزشگاه برویم. سیدجلال حسینی راست می‌گوید و نباید با ۱۰۰ بازی ملی در اتاق بغلی من استراحت کند. بازیکنان حق دارند که حتی از وعده غذایی امروزشان ناراضی باشند و باب میل‌شان نبوده باشد. همیشه روز قبل از بازی باید تمام مدت تیم را مانیتور کرده و بازیکنان کنترل شوند، اما ما چنین شرایطی نداریم. از این روند راضی نیستم و فکر می‌کنم که فضای فشرده مربیگری را در ۱۰ سال طی کردم. اتفاقاتی که افتاد، باعث شد تا خیلی چیزها را برای آینده مربیگری علیرضا منصوریان رقم بزند. وظیفه من است که در چنین شرایطی به بچه‌های خودم نشان افتخار بدهم.

وی در مورد بحث واگذاری باشگاه نفت به بخش خصوصی عنوان کرد: با دو سه نفر از دوستان مشورت کردیم و گفتیم که تیم را واگذار کنند. وقتی زنگنه (وزیر نفت) پیغامی نمی‌دهد که او را ببینم، ترجیح می‌دهم سکوت کنم، چرا که شأن فوتبالی‌ها بالاست. سال ۹۸ به همراه بازیکنان تیم ملی مردم را خوشحال کردیم، ولی اکنون می‌بینم مسئولان نفت بی‌علاقه هستند. می‌دانم زنگنه سرش شلوغ است اما امیدوارم واگذاری نفت به بخش خصوصی صورت بگیرد تا مشکلات بازیکنان کمتر شود.

سرمربی تیم فوتبال نفت تهران درباره وضعیتش در تیم نفت نیز گفت: در حال حاضر در تیم نفت هستم اما قرارداد سال آینده‌ام به گونه‌ای است که هم من و هم باشگاه نفت می‌توانیم قرارداد را فسخ کنیم.

منصوریان در واکنش به این سؤال که نفت مقابل پرسپولیس برای استقلال به میدان خواهند رفت، تصریح کرد: من استقلالی هستم و باید مقابل پرسپولیس قرار بگیرم، اما ما برای آبروی خودمان تلاش می‌کنیم. ناهموار کردن مسیر پرسپولیس برای قهرمانی، هموار کردن راه قهرمانی استقلال است.

وی در پاسخ به این پرسش که گفته می‌شود فصل آینده به‌عنوان سرمربی استقلال انتخاب خواهد شد، گفت: باید به کادر فنی استقلال احترام گذاشت. من هم دوست ندارم از مربی دیگری بپرسند که آیا جای منصوریان را در نفت می‌گیری یا نه. استقلال شانس قهرمانی در لیگ و جام حذفی را دارد و باید به کادر فنی این تیم احترام گذاشت.


بازیکن تیم فوتبال نفت تهران گفت: تمامی مسئولان نفت باید شرم کنند.

به گزارش وبسایت نود و به نقل از فارس، وحید امیری پس از شکست یک بر صفر مقابل سپاهان در جمع خبرنگاران گفت: تیم ما نباید نتیجه بگیرد. با این امکاناتی که داریم جایگاه خوبی در جدول داریم. جایگاهی کنونی تیم ما در جدول خیلی خوب است. باید در رده نهم و دهم قرار می‌گرفتیم. کیفیت غذای‌ ما خیلی بد است. بازیکنان ما سه ساعت رانندگی می‌کند و سپس برای بازی می‌آید. این یک بدعت خیلی بد است که ما نتیجه بگیریم. تیم‌های لیگ برتری می‌گویند نفت هزینه نمی‌کند و نتیجه می‌گیرد. باید دست تک تک بازیکنان نفت را ببوسند اما چه کسی هست که حتی یک خسته نباشید هم به ما بگوید.

وی در مورد فروش تیم نفت و پرداخت نشدن مطالبات بازیکنان، گفت: برای ما مهم نیست که تیم را چه کسی می‌خرد و چه کسی مالک می‌شود. یکی بیاید ما را از این بدبختی دربیاورد. بازیکنان به خودشان روحیه می‌دهند تا دعوایشان نشود. با کوچکترین حرف همه می‌خواهند بهم بپرند و دعوا کنند. خدا خدا می‌کنیم این سه بازی زودتر تمام شود.

بازیکن تیم نفت تصریح کرد: بازی پرسپولیس و سایر بازی‌ها فرقی برایمان ندارد. تمام تلاش‌مان را برای دفاع از حیثیت خودمان می‌کنیم هیچکس به فکر مالک باشگاه نیست. فقط می‌خواهیم بازی‌ها تمام شود. کسانی که در باشگاه می‌نشینند و زجر کشیدن ما را می‌بینند و تمام مسئولان نفت از تمام رده‌های بالا و کسانی که پستی دارند باید عرق شرم روی صورتشان بنشیند زیرا ۵ ماه است که یک ریال پول نگرفته‌ایم و می‌گویند باید نفت را به یک تیمی بفروشند.


کاظمی: تیم قدری را شکست دادیم

یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 11:19 ب.ظ

سرمربی تیم فوتبال سیاه‌جامگان گفت: تراکتور تیم قدری بود که موفق شدیم شکست‌شان بدهیم.

 

به گزارش وبسایت نود و به نقل از فارس ، فرهاد کاظمی در نشست مطبوعاتی پس از پیروزی ۲ بر یک سیاه‌جامگان مقابل تراکتورسازی اظهار داشت: یکی از تیم‌های قدری بود که در چند سال اخیر با آنها روبرو شدیم. این پیروزی را به هواداران تقدیم می‌کنم.

وی افزود: خواست خدا بود که مقابل تراکتورسازی به برتری برسیم و یا اینکه بخواهم بگویم تعویض‌های من بوده یا مسئله دیگر، بی‌مورد است، واقعا خدا و علی‌بن موسی‌الرضا خواست که ما به پیروزی برسیم و از هواداران هم تشکر می‌کنم. اگر مقدور است دو رکعت نماز شکر در حرم بخوانند.

سرمربی سیاه‌جامگان تأکید کرد: من چیز خاصی ندارم بگویم، تیم تراکتورسازی واقعا مقتدرانه بازی کرد، ما هر تاکتیکی که داشتیم به در بسته می‌خورد؛ چراکه تراکتورسازی‌ها خیلی قوی بودند.

کاظمی در مورد پنالتی که حسینی از دست داد، خاطرنشان کرد: من نمی‌توانم به بازیکنم بگویم که پنالتی نزند، به هر حال پنالتی‌زن اول ما رضا عنایتی است که پس از آن میثم حسینی. وقتی به بازیکنم بگویم پنالتی نزدند، روحیه‌اش پایین می‌آید. به هر حال این مسائل گذشته است، شما اگر در مورد داوری از من بپرسید و ما اگر باخته بودیم، من می‌گفتم داور خوب قضاوت نکرده است.

کاظمی خاطرنشان کرد: با توجه به شرایط و کمبودهایمان تیم را ارنج می‌کنیم. من یک گلایه از رسانه‌ها دارم. در بازی مقابل فولاد ۴ پنالتی ما گرفته نشد و سر تیم را بریدند، اما چرا هیچ چیزی ننوشتید؟ ۴ پنالتی که نگرفتند، بودار بود، اما شماها هیچ موجی راه نینداختید. شماها دست به قلم هستید و مؤثرتر هستید، آن وقت اگر من سر تمرین به بازیکنم «تو» بگویم، فردا تیتر می‌شود، اما به این گونه مسائل اشاره‌ای نمی‌کنم.

سرمربی سیاه‌جامگان یادآور شد: ما مقابل ملوانی می‌جنگیم که سربازان ملی‌پوش دارد. با فولادی رقابت می‌کنیم که از او حمایت می‌شود، اما تیم ما تازه به لیگ برتر آمده است. تیم صاحب می‌خواهد، مسئولان باید رسیدگی کنند، رسانه‌ها باید در کنار تیم باشند. شماها هستید که می‌توانید حرف‌های بزرگ بزنید، باز هم می‌گویم خیلی راحت توپ اوت ما را به حریف می‌دهند و پنالتی ما را نمی‌گیرند. در این بازی پنالتی که برای ما گرفته شد، درست نبود، اما پنالتی تراکتورسازی در جریان بازی بود. باز هم خدا را شکر می‌کنم که پنالتی ما به گل تبدیل نشد، وگرنه قیامت می‌شد.

وی یادآور شد: دوست دارم تراکتورسازی قهرمان آسیا شود تا ما عقده‌گشایی کنیم. من از بازی تیم‌هایی چون تراکتورسازی و ذوب‌آهن لذت می‌برم. آنها قدرتمند بازی می‌کنند. در مورد سیاه‌جامگان هم باید بگویم هیچ چیزی مشخص نیست. باید در بازی‌های آینده هم پیروز شویم تا بتوانیم بگوییم که ما در لیگ برتر باقی می‌مانیم.


خرید بلیط هواپیما

پنجشنبه 26 فروردین 1395 07:26 ب.ظ

برای خرید بلیط هواپیما می توانید به این سایت مراجعه کنید

به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل سازمان منطقه آزاد کیش، همزمان با سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)، تجمع مردم ولایتمدار و با بصیرت جزیره کیش از ساعت 10 صبح یکشنبه 23 اسفند در مسجد حضرت زینب (س) برگزار می شود.

دست یابی به اهداف رشد و توسعه اقتصادی در هر کشوری مستلزم تشکیل سرمایه جهت تأمین منابع مالی برای طرح‌های اقتصادی و توسعه ای می باشد. به لحاظ تئوریک اقتصاددانان توسعه، سرمایه را به عنوان موتور رشد و توسعه اقتصادی جوامع تلقی می کنند و عمده الگوهای توسعه اقتصادی بر این اساس طراحی شده‌اند. باگذشت زمان و بسط نظریات توسعه اقتصادی, متغیرهای دیگری نیز به عنوان بلیط چارتر بندرعباس نیروی محرکه رشد وتوسعه مطرح شدند. دراین میان سرمایه گذاری مستقیم خارجی در الگوهای رشد و توسعه اقتصادی از جایگاه ویژه ای برخورداراست.

بنابر این گزارش،  در این مراسم، حجت الاسلام سیدین در خصوص سیره زندگانی دخت گرانقدر پیامبر اسلام(ص) سخنرانی و مداحی  می کند.

شایان ذکر است وسیله ایاب و ذهاب جهت انتقال سوگواران فاطمی به سمت مسجد خرید بلیط هواپیما کیش حضرت زینب (س) از مساجد امام حسن مجتبی (ع)، خاتم النبیاء (ص)، امام صادق (ع) و کمپ سحر، معمار و صبا  پیش بینی شده است.

این دو تعبیر، به رونق تجارت توجه دارند و موضوع ساخت و تکمیل کالا مورد توجه آنها نیست. در سال 1976 اقتصاد دان دیگری به نام “وال”، “اصطلاح مناطق صادرات ساز ” را به کار گرفت که در آن، گرایش به فرآوری و تکمیل کالای صادراتی مورد توجه بود؛ اما سرمایه گذاری تولیدی در کانون توجه قرار نداشت.

به طور کلی در جهان، مناطق آزاد با اهدافی مانند: جذب سرمایه‌های خارجی، تولید خرید بلیط چارتر و ایجاد اشتغال مولد، کسب درآمد ارزی، افزایش صادرات وصادرات مجدد، دست‌یابی به فناوری پیشرفته و انتقال فناوری، جذب نقدینگی سرگردان داخلی و کمک به مهار تورم و محرومیت‌ زدائی ازمناطقی که امکان رشد و توسعه بالقوه را دارند، تأسیس می شوند.


بازی های ملی...

یکشنبه 12 مهر 1394 01:14 ب.ظ

مسی در دیدار هفته خرید کریو گذشته بارسا مقابل لاس پالماس از ناحیه زانو آسیب دید و ‏برای 8 هفته از میادین دور خواهد بود.‏ اینیستا هم در دیدار بارسا مقابل لورکوزن در لیگ قهرمانان آسیب دید و برای هفته ها نمی تواند برای تیمش به میدان برود.
بارسا در غیاب این دو، در شرایطی مقابل سویا شکست خورد که نیمار، لوئیس سوارز و ساندرو، سه بار تیر ‏دروازه حریف را به لرزه درآوردند اما پیکه تایید کرد که این تیم غیبت مسی و آندرس اینیستا را احساس ‏می کند.‏

کاظمی از امروز استارت کارش را در سیاه جامگان می زند. او به خبرنگاران خرید vpn گفت:" بعد از بازی های ملی، ما باید پیروزی های مان را شروع کنیم و نمی توانیم بیش ‏از این امتیاز از دست بدهیم. بارسا باید در صدر باشد. البته ما غیبت مسی و اینیستا را احساس کردیم اما ‏سویا هم مصدومانی خرید وی پی ان داشت؛ بنابراین بهانه ای نداریم. ‏ امروز توپ های ما نمی خواست وارد دروازه شود. آنها دو موقعیت به دست آوردند و دو گل زدند؛ ما ‏بهای این موضوع را پرداختیم."‏


معرفی کامل امیدهای ایران در غرب آسیا

شنبه 28 شهریور 1394 07:59 ب.ظ

تیم المپیک با 23 بازیکن راهی مسابقات غرب آسیا می شود. مسابقاتی که قرار است از 8 تا 22 مهرماه در قطر برگزار شود. محمد خاکپور 23 بازیکن را به اردو فراخوانده تا در این مسابقات شرکت کنند. به نظر می رسد این 23 بازیکن به علاوه علیرضا جهانبخش، سردار آزمون، سعید عزت اللهی، مهدی ترابی و وحید حیدریه که آسیب دیده، ترکیب تیم المپیک برای حضور در مسباقات نهایی را تشکیل خواهند داد. مگر اینکه اتفاق خاصی رخ دهد و بازیکنی فراتر از حد انتظار ظاهر شود. لیست تیم المپیک برای مسابقات غرب آسیا را پست به پست مرور می کنیم.
محمدرضا اخباری ( تراکتورسازی ) دانلود سریال لطیفه بعد از درخشش خیره کننده در ترکیب تراکتورسازی و حضور در اردوی تیم ملی، بعید است دروازه بان دیگری جز او درون دروازه تیم المپیک بایستد. اخباری در مرحله اول مقدماتی هم دروازه بان اول تیم المپیک بود.
دانلود سریال چکاوک


آیپد پرو اپل با قلم استایلوس

جمعه 20 شهریور 1394 11:51 ق.ظ

انتظار می‌رود آیپد پرو ۱۲.۹ روز چهارشنبه توسط اپل معرفی شود. این تبلت مجهز به تراشه‌ی A9X خواهد شد که بنابر شایعات از لحاظ عملکرد بسیار بهتر از پردازنده‌ی آیپد ایر ۲ خواهد بود. به علاوه آیپد پرو دارای چهار اسپیکر استریو و سیستم عامل iOS 9.1 خواهد بود.

آیپد پرو در سه رنگ طلائی، نقره‌ای و خاکستری و در دو نسخه‌ی ۶۴ و ۱۲۸ گیگابایتی عرضه خواهد شد. همچنین انتظار می‌رود نسخه‌ی ۱۲۸ گیگابایتی با امکان اتصال به نسل چهارم اینترنت همراه بوسیله‌ی سیم کارت، قیمتی بالاتر از هزار دلار داشته باشد.

همچنین اپل در کنار سایر لوازم جانبی، برای آیپد پرو قلم استایلوس و صفحه کلید با قابلیت فورس تاچ روانه‌ی بازار خواهد کرد.

انتظار می‌رود آیپد پرو در آبان ماه امسال وارد بازارهای جهانی شود.


سینمای هند

سه شنبه 17 شهریور 1394 11:01 ب.ظ

بدون شک پس از «آمیتا باچان» و خانواده کاپورها، بزرگ‌ترین هنرپیشه سینمای هند کسی نیست جز شاهرخ‌خان. او به طور خلاصه از زندگی‌اش می‌گوید:
دوم نوامبر ۱۹۶۵ در مرکز پرستاری تالوار در دهلی‌نو، یه اتفاق خیلی معمولی افتاد. مثل خیلی از نوزادان تازه به دنیا اومده، من هم موقع تولد با مشکل بندناف مواجه شدم، یعنی بند نافم دور گردنم پیچیده شده بود! پرستارها می‌گفتند لطف خدا و شانس خوبم بوده که زنده موندم و این تنها چیزیه که پدر و مادرم در مورد تولدم بهم گفتن. ما در محله راجیندرناگار» زندگی می‌کردیم. حتی دقیقا یادمه که شماره ساختمون‌مون اف – ۴۴۲ بود...

شاهرخ خان,شاهرخ خان فیلم,شاهرخ خان و همسرش,[categoriy]

شاهرخ خان,شاهرخ خان فیلم,شاهرخ خان و همسرش,شاهرخ خان و کاجول,شاهرخ خان 2014,شاهرخ خان و پریانکا چوپرا,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها

 روزهای دبستانم دقیق یادمه، مدرسه‌مون درست کنار خونه‌مون بود. بعد از اون، تحصیلات متوسطه رو در دبیرستان کلمبیا شروع کردم که خیلی دبیرستان منظم و دقیق و یکی از مدرسه‌های رده بالای دهلی بود. روز اول مدرسه دقیقا یادمه که خانمی به اسم «بالا» با من مصاحبه کرد و ازم پرسید شغل پدرم چیه. اون زمان پدرم در کار حمل و نقل بود و مدام با ماشین و کامیون و... کار می‌کرد و یک شرکت حمل و نقل داشت. منم اینقدر می‌دونستم که هر کسی با وسایل حمل و نقل سر و کار داشته باشه، راننده ‌است و برای همین گفتم پدرم راننده‌ است!
برای رفتارمون و نمره‌های امتحانی‌مون بهمون ستاره‌های سیاه و طلایی می‌دادند. اگه پنج ستاره سیاه می‌گرفتیم توسط خانم معلم تنبیه می‌شدیم! از اون‌جا که من بچه شیطونی بودم خیلی تنبیه شدم! دلم می‌خواست چنین تنبیهاتی الانم برام وجود داشت! وقتی به گذشته نگاه می‌کنم می‌بینیم چیزی که اون موقع تنبیه به چشم می‌اومد، خیلی هم مفید بود! در کل، روزهای مدرسه‌ام خیلی خوب بود. خیلی تنبیه می‌شدم و خیلی هم مجبورم می‌کردن کنار تخته سیاه بایستم.
معلم‌مون مجبورم می‌کرد شنا کردن رو یاد بگیرم. اون منو به زور توی استخر می‌انداخت و انتظار داشت در حالی که یه عالمه آب توی چشم و حلقم جمع شده، دست و پا بزنم و خودمو نجات بدم. هنوزم شنا کردن و اون معلمم رو که اون‌جوری تنبیهم می‌کرد دوست ندارم! در مدرسه، فوتبال رو خیلی دوست داشتم. الکترونیک درس مورد علاقه‌ام بود و همیشه هم بیشترین نمره رو در این درس می‌گرفتم. توی ریاضی خیلی ضعیف بودم و حتی هنوزم با اعداد مشکل دارم! تا حدی که وقتی کسی بهم شماره تلفنی رو می‌ده باید چندین بار بپرسم و برام تکرار کنن تا بتونم روی کاغذ بنویسمش!
در کالج هم فوتبال، کریکت و هاکی رو ادامه دادم. در حالی که دلم می‌خواست در ورزش جدی کار کنم ولی مشکل کمرم و درد زانوهام بهم اجازه نمی‌داد و این زمانی بود که اولین سریال‌های تلویزیونیم، فاوجی و دیل دریا رو بازی کردم. درسم رو برای فوق‌لیسانس رشته ارتباطات در مرکز علمی جامیا میلیا اسلامیا ادامه دادم که در مورد فیلمسازی و روزنامه‌نگاری بود. سال اول رو خیلی خوب تموم کردم و خیلی هم در اون رشته موفق بودم چون همیشه عاشق ساختن فیلم‌های تبلیغاتی بودم اما مدیر کالج از این‌که به جز کالج کارهای متفرقه زیادی هم می‌کردم خوشش نیومد، یه روز بهم گفت چون غیبت زیاد داشتم نمی‌تونم در امتحانات پایان ترم شرکت کنم. حضور غیاب سر کلاس مسئله بزرگی نبود چون من به جاش پروژه‌های اضافی به دانشگاه تحویل داده بودم. من هم تصمیم گرفتم از اون کالج بیرون بیام و فیلمسازی رو در حد حرفه‌ای یاد بگیرم و فقط وقتی به اون کالج برگردم که ازم دعوت کنن به عنوان استاد مهمان براشون کلاس فیلمسازی بذارم!
● خانواده
پدرم، «میرتاج محمد»، ده سال بزرگ‌تر از مادرم «فاطیما» بود. لیسانس حقوق و فوق‌لیسانس علوم انسانی داشت و به شش زبان فارسی، سانسکریت، پشتو، پنجابی، هندی و انگلیسی تسلط داشت. پدر هیچ وقت سر من و خواهرم فریاد نزد، اما مادرم چرا.
پدر کارهای مختلفی می‌‌کرد، او یک تجارت موفق مبلمان داشت و سپس وارد کار حمل و نقل شد. ۵۱ سال بیشتر نداشتم که او مرد، پس از مرگش مدتی به لاهور در پاکستان رفتیم، اما دوباره به هندوستان بازگشتیم.
مادر من در حیدرآباد متولد شد، او زنی زیبا بود. پدرم هم بی‌اندازه خوش‌تیپ. اولین ملاقات اتفاقی‌شون باعث شد که اونها عاشق هم بشن. مادرم در یک تصادف اتومبیل، صدمه دید و به خون نیاز داشت. پدرم خیلی اتفاقی به بیمارستان رفته بود تا خون اهدا کنه، در همین مدت، کمک پدرم باعث نجات مادرم شد و اونها عاشق هم شدند. اگرچه پدرم ۱۱ سال از مادرم بزرگ‌تر بود، اما خانواده مادرم که نجات دخترشون رو مدیون او می‌دیدند، این مسئله را نادیده گرفتند.احساس می‌کردم خواهرم «شهناز» به پدر و مادرم نزدیک‌تره چون به هر حال شش سال بزرگ‌تر و بچه اول بود. آن زمان که من به دنیا آمدم، پدرم یک سرمهندس بود و مادرم در یک دفتر درجه یک قضایی، مددکار اجتماعی بود. او در آکسفورد تحصیل کرده و جزو زنان مسلمان هندی محسوب می‌شد که تا این حد به موفقیت رسیده بود. او برای مدتی طولانی دستیار قاضی بود و به بزهکاری نوجوانان رسیدگی می‌کرد. خواهرم شهناز یک دختر تحصیل کرده است، دوره‌های مدیریت را گذرانده و سابقا به عنوان مدیر برای شرکت «یادمان ایندراگاندی» کار می‌کرد. او فوق‌لیسانس را در روان‌شناسی گرفته است. مرگ پدر و مادرمان بی‌اندازه روی او تاثیر گذاشت، خرید کریو من جوان‌تر بودم، بنابراین فکر می‌کنم زودتر از حالت مرگ پدرم بیرون آمدم. او تنها رشته ارتباطی‌ من با والدینم است، من پدر و مادرم را در وجود او می‌بینم، همیشه به او می‌گویم: «تو عین مامان هستی!» حتی وقتی که آماده خشم است. هرگاه غمگین هستم تنها به بالکن می‌روم و گریه می‌کنم و می‌دانم او از جایی به من نگاه می‌کند، چون نمی‌توانستم آنچه هستم، باشم، مگر این‌که مورد دعاهای خیر او قرار گرفته باشم.
● ازدواج
نام همسر من «گوری» است، پدر و مادر گوری به شدت مخالف ازدواج‌مان بودند. مادرش تهدید کرده بود که خودکشی می‌کند! یه بار من با یه قیافه دیگه به تولدش رفتم! اسمی رو به کار بردم که تو سریال فاوجی صدام می‌کردن، ولی وقتی اونا منو شناختن جهنمی به پا شد! اونا یه خونواده پنجابی خیلی اصیل هستن. منو از همه اعضای خونواده‌ش ترسونده بودن. مجبور بودم دل تک‌تک اعضای خونواده‌شو یکی یکی به دست بیارم. با یکی از دایی‌هاش که پشت تلفن حرف زدم بهم گفت: به خواهرزاده من نزدیک نشو وگرنه...! ولی بعد که دیدمش دیدم خیلی مهربونه! پسرخاله‌هاشو با خودم می‌بردم تفریح، کم‌کم همه‌شون ازم خوش‌شون اومد و بهم امیدواری ‌‌دادن که پدر و مادر گوری خرید فیلتر شکن رو راضی می‌کنن، ولی اونا قبول نمی‌کردن... گوری توی خونه حبس شده بود! همیشه به من می‌گفت: شاهرخ تو مامان بابای منو نمی‌شناسی... تو خیلی همه چیزو ساده می‌گیری! و من همیشه بهش می‌گفتم: همه چیز درست می‌شه...! ده سال دیگه به همه این روزا می‌خندیم...! و این دقیقا کاریه که الان می‌کنیم! بعضی شب‌ها که می‌شینیم و درباره گذشته فکر می‌کنیم، حسابی می‌خندیم...
یه بار گوری حسابی قاطی کرد!! فکر می‌کرد من با غیرتی که دارم اذیتش می‌کنم! راست می‌گفت، یه زمانی بود که من خیلی روی گوری حساسیت نشون می‌دادم... اینا به خاطر این بود که زیاد همدیگه رو نمی‌دیدم. اما اون نتونست تحمل کنه. خرید وی پی ان این بود که سال ۱۹۸۹ منو ول کرد و بدون این‌که بهم بگه با دوستاش اومد بمبئی. وقتی فهمیدم حسابی قاطی کردم! روز قبل از این‌که بره، اومد پیشم. اون روز تولدش بود و من اتاقمو با یه عالمه بادکنک تزئین کرده بودم و کلی هم کادو براش خریده بودم. وقتی اتاقمو دید خیلی گریه کرد. من فکر کردم به خاطر ناراحتیه زیادیه که خانواده‌ش بهم وارد می‌‌کنن، ولی بهم نگفت که می‌خواد بره... وقتی فهمیدم رفته، به مادرم گفتم. اون بهم گفت برم و دختری که دوستش دارم رو برگردونم. بهم ده هزار روپیه داد و من با دوستام اومدم بمبئی دنبالش. چند روز مدام دنبالش ‌گشتیم، شب‌ها هم مجبور بودیم تو خیابون کنار ساحل هتل تاج بخوابیم! همه جا رو دنبالش گشتیم به خصوص ساحل‌ها. گوری عاشق ساحل بود. پول‌هامون تقریبا تموم شده بود، مجبور شدم دوربینم رو بفروشم. من قیافه گوری رو برای مردم توضیح می‌دادم، به همه می‌گفتم یه دوسته و گمش کردم. همه جا رو گشتیم تا این‌که یه بار یکی ما رو برد به یه ساحل خصوصی. رفتیم توی ساحل... و گوری اون‌جا بود! ایستاده بود توی آب، با دیدن هم گریه کردیم. اون موقع بود که فهمیدم بی‌دلیل حساسیت نشون می‌دادم. همین طور فهمیدم که هیچ‌کس بیشتر از من نمی‌تونه گوری رو دوست داشته باشه و این بهم اعتماد به نفس خیلی زیادی داد.
وقتی تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم قبلش از خونه خاله گوری به پدر و مادرش زنگ زدیم و بهشون گفتیم که ما ازدواج کردیم! خیلی عصبانی شدن. مادرش غذا خوردنو گذاشت کنار. وضع خونه‌شون حسابی ریخته بود به هم. رفتم که پدرشو ببینم، احساس گناه می‌کردم. وقتی باهاشون صحبت کردم فکر می‌کنم چاره دیگه‌ای نداشتن جز این‌که قبول کنن. الان می‌تونم احساس پدر مادر گوری رو درک کنم، اونا یه خونواده ۱۵ نفری سفت و سخت پنجابی بودن که گوری جوان‌ترین‌شون بود. تصور کنین که اون بگه می‌خواد با یه پسر با یه دین دیگه، با یه فرهنگ و رفتار دیگه با یه شغل متفاوت ازدواج کنه... هیچ نقطه مثبتی برای من نبود. اونا رو سرزنش نمی‌کنم. اونا حتما فکر می‌کردن می‌تونن شوهر خیلی بهتری برای دخترشون پیدا کنن. ما هیچ وقت نمی‌خواستیم کاری برخلاف خواسته خونواده‌هامون بکنیم. فکر فرار حتی یه بارم هم به سرمون نزد اما مطمئن بودیم که حتما با هم عروسی می‌کنیم...وقتی که من، پدر و مادر گوری رو دیدم اصلا روی زبونم نمی‌‌اومد بگم: «من دخترتونو دوست دارم!» به نظرم خیلی احمقانه می‌اومد! به خاطر این‌که من هیچ وقت نمی‌تونستم گوری رو بیشتر از اونا دوست داشته باشم. اونا گوری رو به دنیا آورده بودن و بزرگش کرده بودن. عشق من هیچ وقت نمی‌تونست جانشینی برای عشق اونا باشه...
مراسم ازدواج‌مون هم به رسم مسلمونا برگزار شد. ما می‌خواستیم یه مراسم ساده داشته باشیم. پدرو مادر گوری آخر شب وقتی گوری نشست توی ماشین شروع کردن به گریه کردن، بعد همه خونواده‌ش هم شروع کردن به گریه کردن. منم که دیدم این‌جوریه خیلی جدی گفتم: اگه اینقدر ناراحتین، می‌‌تونین دخترتونو پیش خودتون نگه دارین، من می‌‌آم می‌بینمش و می‌‌رم!
در مورد بچه‌هام، دلم می‌خواد پسرم تا ۱۶ سالگی حسابی شر و شلوغ باشه که بتونه بعد از اون پسر خوبی باشه! موقع به دنیا اومدن «آریان»، حال گوری خیلی بد شد. زایمانش خیلی خطرناک بود. اون موقع من فقط می‌خواستم گوری سالم بمونه، اجازه هم دادم اگه خیلی وضع وخیم شد اول گوری رو نجات بدن... ولی الان همه چیز آریان... آریان... آریان...!!
درباره دخترم هم همه عشقی که توی وجودم هست رو بهش می‌‌دم... با وجود این‌که همسرم فکر می‌کنه من دیوونه‌ام دلم می‌خواد با دخترم رفیق و صمیمی باشم. پدر و مادر من بهترین دوستان من بودن، به همین ترتیب منم می‌خوام صمیمی‌ترین دوست بچه‌هام باشم... من به گوری احترام می‌ذارم برای این‌که اون یه زنه و مادر بچه‌هام. دوستش دارم چون خیلی صادقه و تکمیل‌کننده منه. اون بهم یاد داد چه‌طور توی زندگیم  سیاست داشته باشم! اون همیشه بهم می‌گه که خیلی چیزهایی رو می‌گم که نباید بگم، اون ثابت‌ترین و محکم‌ترین عامل توی زندگی منه و به خاطر موقعیت و یافته‌هام نیست که اون به من احترام می‌ذاره یا دوستم داره، اون منو دوست داره به خاطر این‌که من می‌خندونمش! نمی‌دونم... من اونو می‌خندونم؟...
 

 روزهای دبستانم دقیق یادمه، خرید vpn مدرسه‌مون درست کنار خونه‌مون بود. بعد از اون، تحصیلات متوسطه رو در دبیرستان کلمبیا شروع کردم که خیلی دبیرستان منظم و دقیق و یکی از مدرسه‌های رده بالای دهلی بود. روز اول مدرسه دقیقا یادمه که خانمی به اسم «بالا» با من مصاحبه کرد و ازم پرسید شغل پدرم چیه. اون زمان پدرم در کار حمل و نقل بود و مدام با ماشین و کامیون و... کار می‌کرد و یک شرکت حمل و نقل داشت. منم اینقدر می‌دونستم که هر کسی با وسایل حمل و نقل سر و کار داشته باشه، راننده ‌است و برای همین گفتم پدرم راننده‌ است!
برای رفتارمون و نمره‌های امتحانی‌مون بهمون ستاره‌های سیاه و طلایی می‌دادند. اگه پنج ستاره سیاه می‌گرفتیم توسط خانم معلم تنبیه می‌شدیم! از اون‌جا که من بچه شیطونی بودم خیلی تنبیه شدم! دلم می‌خواست چنین تنبیهاتی الانم برام وجود داشت! وقتی به گذشته نگاه می‌کنم می‌بینیم چیزی که اون موقع تنبیه به چشم می‌اومد، خیلی هم مفید بود! در کل، روزهای مدرسه‌ام خیلی خوب بود. خیلی تنبیه می‌شدم و خیلی هم مجبورم می‌کردن کنار تخته سیاه بایستم.
معلم‌مون مجبورم می‌کرد شنا کردن رو یاد بگیرم. اون منو به زور توی استخر می‌انداخت و انتظار داشت در حالی که یه عالمه آب توی چشم و حلقم جمع شده، دست و پا بزنم و خودمو نجات بدم. عودلاجان هنوزم شنا کردن و اون معلمم رو که اون‌جوری تنبیهم می‌کرد دوست ندارم! در مدرسه، فوتبال رو خیلی دوست داشتم. الکترونیک درس مورد علاقه‌ام بود و همیشه هم بیشترین نمره رو در این درس می‌گرفتم. توی ریاضی خیلی ضعیف بودم و حتی هنوزم با اعداد مشکل دارم! تا حدی که وقتی کسی بهم شماره تلفنی رو می‌ده باید چندین بار بپرسم و برام تکرار کنن تا بتونم روی کاغذ بنویسمش!
در کالج هم فوتبال، کریکت و هاکی رو ادامه دادم. در حالی که دلم می‌خواست در ورزش جدی کار کنم ولی مشکل کمرم و درد زانوهام بهم اجازه نمی‌داد و این زمانی بود که اولین سریال‌های تلویزیونیم، فاوجی و دیل دریا رو بازی کردم. درسم رو برای فوق‌لیسانس رشته ارتباطات در مرکز علمی جامیا میلیا اسلامیا ادامه دادم که در مورد فیلمسازی و روزنامه‌نگاری بود. سال اول رو خیلی خوب تموم کردم و خیلی هم در اون رشته موفق بودم چون همیشه عاشق ساختن فیلم‌های تبلیغاتی بودم اما مدیر کالج از این‌که به جز کالج کارهای متفرقه زیادی هم می‌کردم خوشش نیومد، یه روز بهم گفت چون غیبت زیاد داشتم نمی‌تونم در امتحانات پایان ترم شرکت کنم. حضور غیاب سر کلاس مسئله بزرگی نبود آپلود فیلم چون من به جاش پروژه‌های اضافی به دانشگاه تحویل داده بودم. من هم تصمیم گرفتم از اون کالج بیرون بیام و فیلمسازی رو در حد حرفه‌ای یاد بگیرم و فقط وقتی به اون کالج برگردم که ازم دعوت کنن به عنوان استاد مهمان براشون کلاس فیلمسازی بذارم!
● خانواده
پدرم، «میرتاج محمد»، ده سال بزرگ‌تر از مادرم «فاطیما» بود. لیسانس حقوق و فوق‌لیسانس علوم انسانی داشت و به شش زبان فارسی، سانسکریت، پشتو، پنجابی، هندی و انگلیسی تسلط داشت. پدر هیچ وقت سر من و خواهرم فریاد نزد، اما مادرم چرا.
پدر کارهای مختلفی می‌‌کرد، او یک تجارت موفق مبلمان داشت و سپس وارد کار حمل و نقل شد. ۵۱ سال بیشتر نداشتم که او مرد، پس از مرگش مدتی به لاهور در پاکستان رفتیم، اما دوباره به هندوستان بازگشتیم.
مادر من در حیدرآباد متولد شد، او زنی زیبا بود. پدرم هم بی‌اندازه خوش‌تیپ. اولین ملاقات اتفاقی‌شون باعث شد که اونها عاشق هم بشن. مادرم در یک تصادف اتومبیل، صدمه دید و به خون نیاز داشت. پدرم خیلی اتفاقی به بیمارستان رفته بود تا خون اهدا کنه، در همین مدت، کمک پدرم باعث نجات مادرم شد و اونها عاشق هم شدند. اگرچه پدرم ۱۱ سال از مادرم بزرگ‌تر بود، اما خانواده مادرم که نجات دخترشون رو مدیون او می‌دیدند، این مسئله را نادیده گرفتند.احساس می‌کردم خواهرم «شهناز» به پدر و مادرم نزدیک‌تره چون به هر حال شش سال بزرگ‌تر و بچه اول بود. آن زمان که من به دنیا آمدم، پدرم یک سرمهندس بود و مادرم در یک دفتر درجه یک قضایی، مددکار اجتماعی بود. او در آکسفورد تحصیل کرده و جزو زنان مسلمان هندی محسوب می‌شد که تا این حد به موفقیت رسیده بود. او برای مدتی طولانی دستیار قاضی بود و به بزهکاری نوجوانان رسیدگی می‌کرد. خواهرم شهناز یک دختر تحصیل کرده است، دوره‌های مدیریت را گذرانده و سابقا به عنوان مدیر برای شرکت «یادمان ایندراگاندی» کار می‌کرد. او فوق‌لیسانس را در روان‌شناسی گرفته است. مرگ پدر و مادرمان بی‌اندازه روی او تاثیر گذاشت، من جوان‌تر بودم، بنابراین فکر می‌کنم زودتر از حالت مرگ پدرم بیرون آمدم. او تنها رشته ارتباطی‌ من با والدینم است، من پدر و مادرم را در وجود او می‌بینم، همیشه به او می‌گویم: «تو عین مامان هستی!» حتی وقتی که آماده خشم است. هرگاه غمگین هستم تنها به بالکن می‌روم و گریه می‌کنم و می‌دانم او از جایی به من نگاه می‌کند، چون نمی‌توانستم آنچه هستم، باشم، مگر این‌که مورد دعاهای خیر او قرار گرفته باشم.
● ازدواج
نام همسر من «گوری» است، پدر و مادر گوری به شدت مخالف ازدواج‌مان بودند. مادرش تهدید کرده بود که خودکشی می‌کند! یه بار من با یه قیافه دیگه به تولدش رفتم! اسمی رو به کار بردم که تو سریال فاوجی صدام می‌کردن، ولی وقتی اونا منو شناختن جهنمی به پا شد! اونا یه خونواده پنجابی خیلی اصیل هستن. منو از همه اعضای خونواده‌ش ترسونده بودن. مجبور بودم دل تک‌تک اعضای خونواده‌شو یکی یکی به دست بیارم. با یکی از دایی‌هاش که پشت تلفن حرف زدم بهم گفت: به خواهرزاده من نزدیک نشو وگرنه...! ولی بعد که دیدمش دیدم خیلی مهربونه! پسرخاله‌هاشو با خودم می‌بردم تفریح، کم‌کم همه‌شون ازم خوش‌شون اومد و بهم امیدواری ‌‌دادن که پدر و مادر گوری رو راضی می‌کنن، ولی اونا قبول نمی‌کردن... گوری توی خونه حبس شده بود! همیشه به من می‌گفت: شاهرخ تو مامان بابای منو نمی‌شناسی... تو خیلی همه چیزو ساده می‌گیری! و من همیشه بهش می‌گفتم: همه چیز درست می‌شه...! ده سال دیگه به همه این روزا می‌خندیم...! و این دقیقا کاریه که الان می‌کنیم! بعضی شب‌ها که می‌شینیم و درباره گذشته فکر می‌کنیم، حسابی می‌خندیم...
یه بار گوری حسابی قاطی کرد!! فکر می‌کرد من با غیرتی که دارم اذیتش می‌کنم! راست می‌گفت، یه زمانی بود که من خیلی روی گوری حساسیت نشون می‌دادم... اینا به خاطر این بود که زیاد همدیگه رو نمی‌دیدم. اما اون نتونست تحمل کنه. این بود که سال ۱۹۸۹ منو ول کرد و بدون این‌که بهم بگه با دوستاش اومد بمبئی. وقتی فهمیدم حسابی قاطی کردم! روز قبل از این‌که بره، اومد پیشم. اون روز تولدش بود دانلود سریال و من اتاقمو با یه عالمه بادکنک تزئین کرده بودم و کلی هم کادو براش خریده بودم. وقتی اتاقمو دید خیلی گریه کرد. من فکر کردم به خاطر ناراحتیه زیادیه که خانواده‌ش بهم وارد می‌‌کنن، ولی بهم نگفت که می‌خواد بره... وقتی فهمیدم رفته، به مادرم گفتم. اون بهم گفت برم و دختری که دوستش دارم رو برگردونم. بهم ده هزار روپیه داد و من با دوستام اومدم بمبئی دنبالش. چند روز مدام دنبالش ‌گشتیم، شب‌ها هم مجبور بودیم تو خیابون کنار ساحل هتل تاج بخوابیم! همه جا رو دنبالش گشتیم به خصوص ساحل‌ها. گوری عاشق ساحل بود. پول‌هامون تقریبا تموم شده بود، مجبور شدم دوربینم رو بفروشم. من قیافه گوری رو برای مردم توضیح می‌دادم، به همه می‌گفتم یه دوسته و گمش کردم. همه جا رو گشتیم تا این‌که یه بار یکی ما رو برد به یه ساحل خصوصی. رفتیم توی ساحل... و گوری اون‌جا بود! ایستاده بود توی آب، با دیدن هم گریه کردیم. اون موقع بود که فهمیدم بی‌دلیل حساسیت نشون می‌دادم. همین طور فهمیدم که هیچ‌کس بیشتر از من نمی‌تونه گوری رو دوست داشته باشه و این بهم اعتماد به نفس خیلی زیادی داد.
وقتی تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم قبلش از خونه خاله گوری به پدر و مادرش زنگ زدیم و بهشون گفتیم که ما ازدواج کردیم! خیلی عصبانی شدن. مادرش غذا خوردنو گذاشت کنار. وضع خونه‌شون حسابی ریخته بود به هم. رفتم که پدرشو ببینم، احساس گناه می‌کردم. وقتی باهاشون صحبت کردم فکر می‌کنم چاره دیگه‌ای نداشتن جز این‌که قبول کنن. الان می‌تونم احساس پدر مادر گوری رو درک کنم، اونا یه خونواده ۱۵ نفری سفت و سخت پنجابی بودن که گوری جوان‌ترین‌شون بود. تصور کنین که اون بگه می‌خواد با یه پسر با یه دین دیگه، با یه فرهنگ و رفتار دیگه با یه شغل متفاوت ازدواج کنه... هیچ نقطه مثبتی برای من نبود. اونا رو سرزنش نمی‌کنم. اونا حتما فکر می‌کردن می‌تونن شوهر خیلی بهتری برای دخترشون پیدا کنن. ما هیچ وقت نمی‌خواستیم کاری برخلاف خواسته خونواده‌هامون بکنیم. فکر فرار حتی یه بارم هم به سرمون نزد اما مطمئن بودیم که حتما با هم عروسی می‌کنیم...وقتی که من، پدر و مادر گوری رو دیدم اصلا روی زبونم نمی‌‌اومد بگم: «من دخترتونو دوست دارم!» به نظرم خیلی احمقانه می‌اومد! به خاطر این‌که من هیچ وقت نمی‌تونستم گوری رو بیشتر از اونا دوست داشته باشم. اونا گوری رو به دنیا آورده بودن و بزرگش کرده بودن. عشق من هیچ وقت نمی‌تونست جانشینی برای عشق اونا باشه...
مراسم ازدواج‌مون هم به رسم مسلمونا برگزار شد. ما می‌خواستیم یه مراسم ساده داشته باشیم. پدرو مادر گوری آخر شب وقتی گوری نشست توی ماشین شروع کردن به گریه کردن، بعد همه خونواده‌ش هم شروع کردن به گریه کردن. منم که دیدم این‌جوریه خیلی جدی گفتم: اگه اینقدر ناراحتین، می‌‌تونین دخترتونو پیش خودتون نگه دارین، دانلود فیلم من می‌‌آم می‌بینمش و می‌‌رم!
در مورد بچه‌هام، دلم می‌خواد پسرم تا ۱۶ سالگی حسابی شر و شلوغ باشه که بتونه بعد از اون پسر خوبی باشه! موقع به دنیا اومدن «آریان»، حال گوری خیلی بد شد. زایمانش خیلی خطرناک بود. اون موقع من فقط می‌خواستم گوری سالم بمونه، اجازه هم دادم اگه خیلی وضع وخیم شد اول گوری رو نجات بدن... ولی الان همه چیز آریان... آریان... آریان...!!
درباره دخترم هم همه عشقی که توی وجودم هست رو بهش می‌‌دم... با وجود این‌که همسرم فکر می‌کنه من دیوونه‌ام دلم می‌خواد با دخترم رفیق و صمیمی باشم. پدر و مادر من بهترین دوستان من بودن، به همین ترتیب منم می‌خوام صمیمی‌ترین دوست بچه‌هام باشم... من به گوری احترام می‌ذارم برای این‌که اون یه زنه و مادر بچه‌هام. دوستش دارم چون خیلی صادقه و تکمیل‌کننده منه. اون بهم یاد داد چه‌طور توی زندگیم سیاست داشته باشم! اون همیشه بهم می‌گه که خیلی چیزهایی رو می‌گم که نباید بگم، اون ثابت‌ترین و محکم‌ترین عامل توی زندگی منه و به خاطر موقعیت و یافته‌هام نیست که اون به من احترام می‌ذاره یا دوستم داره، اون منو دوست داره به خاطر این‌که من می‌خندونمش! نمی‌دونم... من اونو می‌خندونم؟...
 




آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو